اخبار > "شیار 143" روایت انتظار یک مادر برای بازگشت فرزندش
سه شنبه ٢٨ ارديبهشت ١٤٠٠
‹‹ إنَّ الُحُسَین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینهُ النِّجاه ›› *‹‹ به سايت بچه هاي مسجد دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان خوش آمدید›*
اخبار > "شیار 143" روایت انتظار یک مادر برای بازگشت فرزندش
 


  چاپ        ارسال به دوست

"شیار 143" روایت انتظار یک مادر برای بازگشت فرزندش

«شیار143» از آن فیلم‌هایی بود که همان ابتدا و قبل از آغاز جشنواره هم عدم اعلام نام‌شان در لیست 21 فیلم ابتدایی معرفی شده برای بخش سودای سیمرغ تعجب خیلی‌ها را برانگیخت.

آن‌ها که فیلم را پیش از رونمایی رسمی در جشنواره، در اکران‌های خصوصی دیده بودند همه-فارغ از اینکه متعلق به چه طیف فکری و سیاسی هستند- بر این نکته متفق بودند که این یکی از بهترین اثار دفاع مقدس سال‌های اخیر سینمای ایران است و به همین دلیل موج حمایت از فیلم از همان روزها آغاز شد.

اما حالا و با رونمایی رسمی از دومین فیلم «نرگس آبیار» در جشنواره‌ی سی‌و‌دوم فجر بیش از آنکه تماشای یک فیلم دفاع‌مقدسی جذاب و تاثیرگذار سر ذوقمان اورده باشد، ظهور یک کارگردان جوان خوش‌ذوق و بااستعداد است که خوشحالمان می‌کند.

نرگس آبیار البته در همان فیلم اولش، «اشیا از آنچه می‌بینید به شما نزدیکترند»، هم نشان داده بود که به تکنیک سینما تا حد خوبی اشناست. اما داستان آن فیلم و شخصیت‌ها و به خصوص ریتم‌ش نشان از فیلمسازی داشت که فعلا عقبه و سابقه‌ی ادبیاتی‌ش بر فیلم‌سازی‌ش غلبه دارد و بر تفاوت‌های اصول جذابیت و همچنین داستانگویی در سینما و ادبیات به خوبی آشنا نیست. به همین دلیل به بی‌راهه‌ی سینمای ضدقصه و بی‌مخاطبی رفته بود که روشنفکران سال‌هاست در آن سرگردانند و هیچ‌گاه هم در جلب نظر مخاطب موفق نبوده‌اند.

اما حالا در اثر دوم میزان پیشرفت آبیار در روایت سینمایی داستانش به حدی‌ست که می‌توانیم به راحتی از ظهور یک کارگردان زن کاربلد و از آن مهم‌تر معتقد و سالم در سینمای ایران خبر دهیم.

«شیار143» به لحاظ ایده و ساخت و محتوا یکی از بهترین اثار دفاع مقدس سینمای ایران است و به لحاظ جذابیت‌های سینمایی و فرم اثر یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره فعلی. اما جز این‌ها شیار در سینمای دفاع مقدس-جنگ- ایران به چند دلیل یک فیلم بسیار مهم است و به همین دلیل جایگاه ویژه‌ای خواهد یافت.

«شیار143» فیلم مهمی‌ست اول به این دلیل که اساسا نقض‌کننده نظریه‌ی شبه‌روشنفکران وطنی‌ست در مورد تمام شدن سینمای دفاع مقدس. روشنفکران وطنی سال‌هاست به بهانه تمام شدن سینمای دفاع مقدس ساخت آثار ضدجنگی را تئوریزه می‌کنند که مبدا و اساس شکل‌گیری‌شان برمی‌گردد به دوران بعد از جنگ‌های جهانی اول و دوم در اروپا و امریکا.

سینمایی که برآمده از دل فیلمسازان روشنفکری بود که اساسا توجیهی برای شرکت کشورشان در چنان جنگ‌های خانمان‌سوزی نمی‌یافتند و بعد از تماشای اثار تلخ جنگ شروع کردند به ساخت فیلم‌های داستانی و مستند «ضدجنگ». اثاری که اساسا نمی‌توانستند ربطی به جنگ ایران داشته باشند و برگرفته و برامده از تفکری دیگر بودند.

اما همین اثار با تبدیل شدن به الگوی ساخت اثار جنگی برای فیلم‌سازان شبه‌روشنفکر وطنی چند سالی بود(هست) که سینمای دفاع مقدس ایران را هم تبدیل به سینمای جنگی/ضدجنگ کردند، بی‌آنکه اثری از زیبایی‌های «دفاع» مردم ایران در آن‌ها دیده شود. حالا اما نمایش «شیار143» اثبات تمام و کمال این نکته است که نه‌تنها «سینمای دفاع مقدس» در ایران تمام نشده است، بلکه می‌توان با نشان دادن زندگی ساده‌ی یک مادر شهید، تمام سختی‌هایی را که مردم ایران برای دفاع در برابر دشمن متحمل شدند را نشان داد.

سختی‌هایی که در دل‌ش زیبایی‌ست و اساسا به اثار تلخ و بعضا حتی ضددفاع ربطی ندارد. این البته نشان از شجاعت بالای آبیار و همچنین محمدحسین قاسمی- تهیه‌کننده فیلم- هم دارد. کسانی که نخواستند با ساخت یک اثر ضدجنگ پزروشنفکری بدهند و تعریف و تمجید منتقدان و رسانه‌های شبه‌رشنفکر را نصیب خود کنند. پزی که متاسفانه دامن بسیاری از فیلم‌سازان جنگ رفته و خوشنام را نیز در سینمای ایران گرفته است. فیلمسازانی که همواره تا در مقابل این سوال قرار می‌گیرند که چرا فیلم ضدجنگ ساختی سریع گارد می‌گیرند که؛ «یعنی تو می‌گویی جنگ خوب است؟ خب من از تلخی های جنگ گفته‌ام.».

بله جنگ بد است اما حرف این است که در عین حالی که «جنگ بد است»، «دفاع خوب است» و یک فیلم‌ساز ایرانی باید از سختی و زیبایی دفاع بگوید. کاری که ابیار با شجاعت تمام کرده است. اما جز این‌ها دلیل دیگر بر اهمیت بالای فیلم ابیار از خط داستانی‌ش نشات می‌گیرد.

«روایت انتظار یک مادر برای بازگشت فرزندش». این داستانی‌ست که شاید روی کاغذ چندان سینمایی به نظر نرسد و اصلا به همین دلیل هم هست که در سینمای رشنفکرزده‌ی ایران تا به حال شاهد ساخته‌شدنش نبوده‌ایم. اما «شیار 143» ثابت می‌کند که اینگونه نیست. نرگس ابیار با فیلم جدیدش ثابت می‌کند که عدم جذابیت چنین سوژه‌هایی اساسا یک توهم روشنفکرانه است.

سال‌هاست که از سوی فعالان فرهنگی جبهه انقلاب بارها به این نکته تاکید شده که خانواده‌های شهدا خودشان بهترین سوژه‌ها برای ساخت یک اثر سینمایی تاثیرگذار و جذاب‌اند و حالا ابیار در شیار143 ثابت می‌کند که همین زندگی معمولی یک مادر که منتظر بازگشت فرزندش از جبهه است یکی از جذاب‌ترین و گیراترین سوژه‌های سینمایی‌ست. در این مورد در ایام اکران عمومی فیلم بیشتر بحث خواهیم کرد.

«شیار143» جدای از محتوا و سوژه‌ی فوق‌العاده‌اش، از حیث ساختار و فرم نیز حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد که باید به طور مفصل به آن‌ها پرداخت. فعلا برای اثبات قوت کارگردانی فیلم ارجاعتان می دهم به صحنه‌ی پایانی فیلم که بی‌بروبرگرد یکی از درخشانترین و تاثیرگذارترین سکانس‌های تاریخ سینمای ایران است. با بازی فوق‌العاده‌ی مریلا زارعی که تا حالا لایق‌ترین بازیگر برای دریافت سیمرغ بهترین بازیگری زن جشنواره سی‌و‌دوم است.


١٠:٤٢ - چهارشنبه ٢٣ بهمن ١٣٩٢    /    عدد : ٣٤٣٩٣١    /    تعداد نمایش : ٧١٧


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




ساعت
اوقات شرعی