اخبار > شروع سلسه نشست های نهج البلاغه با حضور مسئول نهاد رهبری جلسه اول در ترم جدید 92/11/20
سه شنبه ٢٨ ارديبهشت ١٤٠٠
‹‹ إنَّ الُحُسَین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینهُ النِّجاه ›› *‹‹ به سايت بچه هاي مسجد دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان خوش آمدید›*
اخبار > شروع سلسه نشست های نهج البلاغه با حضور مسئول نهاد رهبری جلسه اول در ترم جدید 92/11/20
 


  چاپ        ارسال به دوست

شروع سلسه نشست های نهج البلاغه با حضور مسئول نهاد رهبری جلسه اول در ترم جدید 92/11/20

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین والصلاةوالسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابالقاسم المصطفی محمد و علی ائمه المعصومین المنتجبین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی لقاء یوم الدین

در محضر نهج البلاغه گرانسنگ امیرالمؤمنین علی علیه السلام هستیم و طبق معمول جلسات گذشته ابتدا در رابطه با فضائل مولا امیرالمؤمنین و عظمت علمی ایشان در خدمت شما بزرگواران هستیم. ان شاءالله بعد از آن به کلمات قصاری از نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی علیه السلام می پردازیم.

 اما شخصیت علمی مولا امیرالمؤمنین علیه السلام را می خواهیم از زبان علمای اهل تسنن بپردازیم. شاید شما بگویید آقا چرا از زبان دیگران؟ از زبان خودمان بگویید. می گوییم نه!!

بهتر آن باشد که سر دلبران                                   گفته آید در حدیث دیگران

 اینکه دیگران به عنوان اولویت حضرت علی علیه السلام را قبول ندارند، خوب است که ما از زبان خود اینها اولویت را ثابت کنیم و به عنوان آن کسی که بلا فصل از طرف رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله هست را سخن بگوییم.

علمای بزرگ اهل تسنن در کتاب های علمی خودشان به مقام بالا و عظمت مولا امیرالمؤمنین اشاره های بسیار فراوان و متعددی داشته اند که از جمله آنها احمد بن حنبل است.

احمد بن حنبل یکی از پیشوایان و بزرگان درجه یک اهل تسنن هست و اهل تسنن هم نسبت به ایشان احترام قائل هستند و هم از نظر علمی و اعتقادی به ایشان معتقدند. اصلاً ما بین اهل تسنن مذهب حنبلی داریم. ، که پیروان احمد بن حنبل را حنبلی مذهب می گویند.

 ایشان در کتاب مسند روایتی را از رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان می فرمایند که در این روایت که راوی آن نافع بن نافع است. از شخصی به نام معقل بن سیار -که یکی از افرادی بوده که در آن وجود داشته است.-  ایشان از ساحت مقدس پیامبر اینگونه نقل می کنند که از ایشان شنیدم که خطاب به دختر بزرگوارشان فاطمه زهرا سلام الله علیها اینچنین فرمودند:« أما تَرضَینَ أنی زوجتکِ أقدمَ أمتی سِلماً و أکثرهم علماً و أعظمهم حلماً » در اینجا این عالم سنی که احمدبن حنبل پیشینه اش هست و بعدش علمای دیگر اهل تسنن این نکته را از پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل می کنند که خطاب به فاطمه زهرا فرمود:آیا راضی نشدی؟ البته این استفهام استفهام انکاری است! یعنی قطعاً با این انتخابی که من برایت داشتم و خودت انتخاب کردی و معرفی شده به تو قطعاً راضی خواهی بود. از این ازدواج آیا راضی نشدی؟ این ازدواجی که ازدواج با کسی است که اولین نفری بود اسلام آورد . چون اولین مردی که به پیامبر اسلام آورد وجود مقدس حضرت علی علیه السلام بود.

خصوصیت دوم: و أکثرهم علماً. کسی بود که در بین کسانی که آن زمان و دوره وجود داشتند از همه داناتر بوده و دانشمند تر بود.

 و خصوصیت سومش  : أعظمهم حلماً؛ و از همه حلیم تر و بردبارتر بود.

شما ببینید چنین کسی که دارای این سه خصوصیت است از همه مردم آن زمان داناتر می شود.و از همه مردم زودتر اسلام آورده و از همه هم حلیم تر و بردبارتر است. آیا کسی شایسته تر است از چنین کسی که بعد از رسول خدا به عنوان پیشوای اول قرار بگیرد؟ مسلماً هر انسان منصفی باشد غیر این را نمی پذیرد و تازه این هم از بزرگواران علمای اهل تسنن است.

در کتاب شواهدالتنزیل از شخصی به نام عبدالله بن عباس این چنین نقل شده است که عمربن خطاب خلیفه دوم نسبت به امیرمؤمنان علی علیه السلام این چنین گفتند و این خیلی زیباست. تاریخ تمام مطالب را برای ما پله به پله و مرحله به مرحله بیان کرده است. اگر کسی با این روشی که در تاریخ وجود دارد و شاید این از معجزات و حقانیت علی علیه السلام است و چقدر باید انسان مظلوم باشد که حتی آن کسانی که حق حضرت علی علیه السلام را کنار زدند و اولویت برای خودشان قرار دادند حتی آنها هم قائل به این هستند که امیرالمؤمنین برترین و بالاترین هستند. و لذا عمربن خطاب  در رابطه با حضرت علی علیه السلام می گوید:« أعلَمنا بالقضاء و أقرؤنا بالقرآن.» علی بن ابیطالب أعلمنا بالقضاء؛ یعنی کسی که به قضاوت کردن از همه داناتر است . شما در تاریخ این را زیاد دیدید این در کتاب بزرگواران اهل تسنن هم هست که آنجا می فرمایند که بیش از هفتاد مرتبه فقط خلیفه دوم بیان کرد که « لولا علیٌ لَهلک العمر؛ اگر قضاوتهای بجا و شایسته علی علیه السلام نبود  قطعا عمر هلاک می شد» اینها نشانه بر این است که خودشان می گویند أعلمنا بالقضاء داناترین ما به قضاوت کردن مولا علی علیه السلام بوده. و بعد از آن می فرماید: أقرؤنا بالقرآن؛ علی بن ابیطالب بهترین مردم از نظر قرائت قرآن است این دومین شاهد.

شاهد بعدی کتاب تاریخ الکبیر فصل سوم، ص 288 . عایشه که یکی از همسران پیامبر اعظم است و در نزد اهل تسنن دارای احترام است البته به این معنا نیست که در نزد ما قابل احترام نیست از این جهت که همسر پیامبر است ما نه حق بی احترامی داریم نه حق توهین داریم چون در خود آیات قرآن دارد که همسران پیامبر أمهات شما هستند . مادران شما هستند. و هیچ وقت کسی به مادر خودش بد نمی گوید. ولو اینکه اشتباهاتی هم داشته باشد و دچار یکسری خطاهایی هم شده باشد از جمله اینها جنگ جمل بود که شایسته بود که همسر پیامبر به عنوان أم المؤمنین و مادر مؤمنین بود این کار را انجام نمی داد و در مقابل امیرالمؤمنین نمی ایستاد بهرحال شخصیت همسر پیامبر اینچنین بیان می کند که« أعلم الناس بالسُنَّه؛ علی بن ابیطالب داناترین مردم به روش و منش پیامبر اعظم بود.»

شما در نظر بگیرید از زمانی که علی بچه شیرخواره است در  دامن پیامبر بوده در دامن پیامبر رشد می کند بزرگ می شود و به درجات علمی می رسد و قاعدتاً باید به روش و منش پیامبر  بیشتر از همه آگاه تر باشد.

 در نوشته های اهل تسنن در رابطه با مولا امیرالمؤمنین، شخصی به نام عبدالمک بن سلیمان که در کتاب شواهدالتنزیل ج 1 ص 49؛ از کتب اهل تسنن هست . در آنجا این مطلب نقل شده . در آن کتاب عبدالملک بن سلیمان می گوید: من به شخصی به نام عطاء گفتم:« أکان فی أصحاب محمدِ أحدٌ أعلم من علی؟ آیا کسی در اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله داناتر و بهتر از علی بن ابیطالب وجود دارد؟» عطاء این چنین در جواب سلیمان گفت:«لا  والله لا أعلَمُهُ؛ به خدا قسم من داناتر از علی بن ابیطالب کسی را سراغ ندارم.» شما ببینید این پیشینه امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. که حتی خود بزرگان اهل تسنن اعتراف می کنند و اقرار می کنند به این که داناترین شخصیت روی کره زمین علی علیه السلام است. وقتی داناترین باشد کلامش هم بالاترین است و نهج البلاغه اش هم بالاترین کلام است و از نهج البلاغه بالاتر ما دیگر نمی توانیم پیدا کنیم . لذا  خیلی دقت داشته باشید که نهج البلاغه خیلی مظلوم واقع شده و نیاز به این هست که مؤمنین و دوستداران امام علی علیه السلام نسبت به این مطلب دقت و توجه بیشتری داشته باشند.اما من دو حکمت را برای امشب از حکمت ها و کلمات قصار کوتاه امیرالمؤمنین خدمت شما دوستان عرض می کنم امیدوارم هم برای خودم و هم برای شما بزرگواران مؤثر و مفید واقع شود.

حکمت 20 مولا امیرالمؤمنین :« أسلوب التعامل مع الکرام » را مطرح می کنند یعنی شیوه برخورد با افراد جوان مرد، آنهایی که آدم های خوبی هستند. آدم های بزرگواری هستند، آدم هایی هستند تمام سعی شان بر این است که خوب باشند و با خوبی و تعامل نیک با دیگران برخورد داشته باشند. با اینها ما آن موقع که دچار لغزش و اشتباه شدند. چگونه باید برخورد کنیم؟ گاهی اوقات تا می بینند  یکی زمین خورده است مشتی هم توی سرش می زنند  که حالا که زمین خوردی محکم تر بخورو در بعضی از زندگی ها که سبک زندگی امیرالمؤمنین را می خواهیم بیان کنیم نه سبک زندگی غربی و شرقی را، چون متأسفانه بعضی از سبک های زندگی ها از ماهواره ها و امثال اینها گرفته می شود که این خیلی می تواند ما را دور کند از آن روش هایی که به زندگی نیکوی ما می تواند کمک کند. اسلوب و روش زندگی اینگونه است که حضرت می فرمایند:« أقیلوا ذوی المروءات عثراتهم؛ از لغزش جوانمردان درگذرید.» اگر  یک آدمی هست که خوب است که یک لغزشی را انجام داده (اصلاً ما انسانها خارج از این قاعده نیستیم.) اصلاً هیچ کسی در بین انسانها نمی تواند ادعا بکند که من برترین هستم هیچ لغزشی ندارم و هیچ اشتباهی در زندگیم اتفاق نیفتاده و هرکاری من انجام دادم درست است صد در صد. مگر معصومین! و گرنه جدای از معصومین هیچ کس نمی تواند این را بیان کند و به آن بپردازد. لذا مولا امیرالمؤمنین می فرماید:« وقتی شما مخصوصاً با یک فرد جوانمردی برخورد کردید « أقیلوا ذوی المروءات عثراتهم؛ از لغزش جوانمردان درگذرید.» در زندگی هم همین است گاهی اوقات پدر، مادر، خواهر و برادر انسان کلی محبت کرده اند به انسان اما یک اشتباهی انجام داده اند. گاهی وقتها طرف خوبی ها را کنار می گذارد و به آن یک دانه اشکالی که دارد می پردازد آنجایی که طرف چیزی را می خواسته و برایش انجام نداده است. مولا امیرالمؤمنین می فرمایند: از خطایش درگذر.

ایرانیها همه مشاورند مردو زن، پیرو جوان  به هر حال تحصیلکرده و بیسواد و باسواد خلاصه همه مشاور هستند.   اگر جایی بروید که افراد بیسوادی هستند در مورد مسئله ای از پیرزنی سؤال کنید او به لحاظ تجربه به شما می گوید که چگونه عمل کنید ولی به عنوان مشاوره نمی توانیم از این کار او نام ببریم.

گاهی اوقات می شود خانمی در زندگی با شوهرش مشکل پیدا کرده است و از شوهرش خطایی سرزده است تمام کارهای خوب او را نادیده می گیرد و کسی که به او مشاوره می دهد می گوید چطور با این نامرد زندگی می کنی؟ به جای اینکه به او آرامش دهیم و به اصطلاح آب روی آتش درونش بریزیم با بنزین روی آتش وجود او می ریزیم و آتش وجودی او را شعله ور می کنیم . بیاییم خوبیهای افراد را متذکر شویم تا با یادآوری آنها آرامش را به فرد  مخاطب خود بازگردانیم. در این صورت است که زندگی ها شیرین می شود.

مولا امیرالمؤمنین می فرماید: « أقیلوا ذوی المروءات عثراتهم؛ از لغزش جوانمردان درگذرید.» « فما یعثر منهم عاثر ألا و یدالله بیده یرفعه؛ کسی که پشتیبان انسان جوانمرد است دست قدرت الهی است.» به هر حال زمانی دست قدرت الهی آن فرد را بلند می کند و نمی گذارد به زمین خورده بماند. چون جوانمرد نمی لغزد جز آنکه دست خدا او را بلند مرتبه وارد می سازد.

از این تعبیر مولا دو استفاده می شود:

1- انسان باید جوانمردانه زندگی کند . یعنی خیر را برای همه بخواهد نه فقط برای خودش.متأسفانه افراد ی هستند که وقتی شادی را در زندگی دیگران می بینند تلاش می کنند که یک حرفی را در زندگی فرد بیندازند و زندگی او را تلخ کنند. و این بزرگ ترین ناجوانمردی است.

اگر خیر و خوبی را برای دیگران خواستید خدا بهتر از آن را به خود شما می دهد ولی اگر شر برای دیگران خواستید آسیب آن به خود شما می رسد. ضرب المثل مشهور "چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی" شاهدی است بر این مطلب.

2- ناامید نشوید. چون حضرت می فرماید: فما یعثر منهم عاثر ألا و یدالله بیده یرفعه؛ چون جوانمرد به زمین  نمی خورد مگر اینکه خدا دست او را بگیرد.و بلندش کند. یکی از علل مشکلات زندگی ها این است که جوانمردی کم شده است . این جوانمردی مخصوص مردان نیست منظور روحیه بلند داشتن است که به آن جوانمردی می گویند.

 علی علیه السلام در حکمت 21 نهج البلاغه  الفضائل و الرذائل الاخلاقیه در مورد فضیلتها و پستی های اخلاقی می فرمایند:« قُرنت الهیبه بالخیبه و الحیاء بالحرمان؛ ترس با ناامیدی و حیاء با محرومیت همراه است .ترس از شکست در برابر دیگران ناامیدی ایجاد می کند مثلا فردی در اثر تصادف می ترسد و دیگر رانندگی نمی کند. ترس از ازدواج باعث می شود که اصلا ً ازدواج نکند.بعضی ها در شکستها زمین خورده واقعی می شوند. ترس جلوی رشد انسان را می گیرد. ترس در امور مثبت مانع رشد است اما در امور منفی باعث رشد می شود. 

"و الحیاء بالحرمان؛شرم و خجالت با محرومیت یکی است." اگر شرم و خجالت در جایگاه خودش باشد خوب است در مسائل دینی و علمی خجالت نباید باشد. اما تعبیر حضرت برای جایی است که شرم و خجالت مانع رشد می شود.انسان باید دقت کند جایی که می خواهد رشد کند ترس و خجالت را پیشه خود نکند.

دانشمندانی چون سکاکی که فرد کند ذهنی بود. بعد از اینکه درس را از آب و صخره و سنگ گرفت شد جزو آدمهای بزرگ و دانشمند شد. کتاب علمی نوشت. او را از کلاس بیرون کردند رفت و از قطره های آبی که بر روی سنگ ریخته بود و سنگ گود شده بود و دید درس گرفت و گفت من از سنگ کمتر نیستم ! در مسائل علمی به حدی که هستید قانع نباشید همتتان را بالا ببرید و ترس را کنار بگذارید.

باز حضرت در جای دیگر می فرمایند :« الفرصهُ تمرُّ مرَّ السحاب؛ فرصت ها مثل ابر می گذرند» ابر خاصیتش این است که هیچ وقت پایدار نیست.فرصت ها بسیار به سرعت می گذرند مگر چقدر فرصت داریم که ساعتها با هم صحبت می کنیم بدون نتیجه علمی و اخلاقی! در زندگی خوابگاهی با هم مشاجراتی داریم. در زندگی فردی مشاجره می کنیم .

« الفرصهُ تمرُّ مرَّ السحاب و انتهزو فرص الخیر؛ فرصت ها مثل ابر می گذرند، پس فرصت های نیک را غنیمت شمارید.» فرصتهای خیر  زیاد پیش می آید. فرصت خیر چیست؟ محبت به خانواده. با افراد با مهربانی سخن بگویید.

روایات متعددی از ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین در مورد ازدواج داریم. پیامبر عظیم الشأن اسلام می فرمایند: بهترین بنای روی زمین بنای ازدواج است.  یکی از دلایل به تعویق افتادن ازدواج ها این است که سنگ اندازی ها زیاد شده است.

دختران باید توقعاتشان را کم کنند پسران هم همتشان را بالا ببرند ازدواج صورت می گیرد. در جوانی ازدواج کردن فایده و اثر دارد . جوانان می گویند می خواهیم درس بخوانیم ازدواج با تحصیل کردن منافاتی ندارد. این فرصت خیری است که خداوند به شماها داده است. فرصتهای خیر را غنیمت بشمارید که این فرصتهای خیر از بین خواهد رفت و قابل جبران نخواهد بود.  

 


١١:٤١ - چهارشنبه ٣٠ بهمن ١٣٩٢    /    عدد : ٣٤٦٥١٨    /    تعداد نمایش : ١٠٣٣


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




ساعت
اوقات شرعی