اخبار > گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه نیست...
سه شنبه ٢٨ ارديبهشت ١٤٠٠
‹‹ إنَّ الُحُسَین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینهُ النِّجاه ›› *‹‹ به سايت بچه هاي مسجد دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان خوش آمدید›*
اخبار > گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه نیست...
 


  چاپ        ارسال به دوست

گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه نیست...

چرا که همه گفتنی ها و رهنمود ها در این مدت کوتاه گفته شده است، و فقط گوش شنوایی می خواهد تا پند گیرد.

با توجه به نقش رفیع رهبری در نظام ولایی جمهوری اسلامی ایران در هدایت جامعه و سیاست داخلی و خارجی کشور، تعیین راهبردها، سیاست ها، و اصول انقلاب اسلامی، همانا در هر دولتی، توجه به مواضع ایشان را ضروری می نماید.

در واقع ولی فقیه به عنوان سکان دار جامعه دینی، ضامن حیات و تداوم ارزش های اصیل انقلاب بوده است و  با هوشمندی و ظرافت خاصی این انقلاب را به این مرحله از حیات خود رسانده است . و همچون نخ تسبیحی است که نمی گذارد قوای اجرایی کشور هر چند هم از مواضع سیاسی متفاوتی برآمده باشند، خلاف قاعده عمل کرده و از ارزش ها عدول کنند . والبته  تمایز جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت با نظام های دموکراتیک دیگر در همین مساله نهفته است . و همین تذکرات و راهنمودها است که موجب شده است بر خلاف آمد و شد افراد متفاوت از جناحهای سیاسی متفاوت در منسب ریاست جمهوری، تغییری در مسیر کلان انقلاب اسلامی که رسیدن به جامعه ای است همتراز با جامعه ی مهدوی، ایجاد نکرده است. 

یکی از قوایی که همواره مورد رهنمودهای مقام معظم رهبری قرار می گیرد، قوه مجریه به عنوان دومین قدرت بلند پایه ی کشوری بعد از رهبری بوده است. هرچند تذکرات مقام معظم رهبری به دولت ها در طول مدت چهارسال یا هشت سال ادامه دارد، اما نکات ذکر شده توسط ایشان در طول اولین سال دولت از اهمیت ویژه ای برخوردار است . در بازخوانی مراسم‌های مختلف برگزارشده برای تنفیذ حکم رئیسجمهور و  همچنین سخنان ایراد شده بعدی در طول یکسال اول دولت ها، توسط مقام معظم رهبری نکات قابل تأملی استخراج میشود. نکاتی که برخی از آنها معطوف به هشدارها و تذکر‎‎های رهبر معظم انقلاب با توجه به شناخت ایشان از منتخب مردم است و یا اینکه با نگاه به مقتضیات کشور و همچنین دغدغهای ایشان در دوره جدید ریاست جمهوری مسائلی طرح می شود که قابل تامل است.

انتخابات 92 با وجود همه ی جو سازی های رسانه های رغیب باشکوه تر از قبل برگزار شد و جناب اقای شیخ حسن روحانی به عنوان نماینده ی مردم به منسب ریاست جمهوری نشست. مشی مقام معظم رهبری در مواجهه با همه دولت ها فارغ از جناح بندی های سیاسی، همواره حمایتی بوده وبا تاکید بر لزوم همکاری و اتحاد تمامی گروه‌های سیاسی، احزاب و مسولان،بر آنچه امام بزرگوار وصیت کردند، پایبند بوده و همه را به وحدت کلمه جهت پیشبرد انقلاب اسلامی دعوت می کنند.  اما این امر هیچ گاه باعث نشده‌است که ایشان خود را از تذکر دادن به مسولان و مطالبه‌گری از طرف مردم بازدارند. و لذا در این مجال بنا داریم، مرور کوتاهی به برخی از مطالبات و تذکرهایی که مقام معظم رهبری از زمان تنفیذ دولت یازدهم تا کنون، خطاب به هیئت دولت داشته‌اند، بپردازیم.

در این گزارش، به دو شیوه ی کیفی و کمی به سراغ مهم ترین تاکیدات ایشان در این بازه ی زمانی 7 ماهه می رویم  و بعد از آوردن بیشترین مفهوم تاکید شده، به بررسی زمینه ی طرح آن در بازه های متفاوت زمانی ناظر بر اقدامان دولت می پردازیم.

از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری تاکنون، جمعا می توان از 14 دیدار دولتی و فرادولتی و مردمی یاد کرد که بی شک محوری ترین مساله در همه دیدار ها را می توان ذیل چند عنوان کلی دسته بندی کرد .

1-     اولویت های دولت در حوزه سیاست خارجی:   -  دفاع از حقوق هسته ای ملت ایران

-          ارتقا بهروه وری سیاسی جنبش عدم تعهد

-          دیپلماسی عمومی

-          مساله فلسطین

-          تهاجم علیه نظام سلطه در مسائل جهانی

-          تقویت همکاری دوجانبه منطقه ای و بین المللی

-          حمایت از ملت های بپاخواسته

-          تقویت وحدت اسلامی

 

2-                      اولویت های دولت در حوزه اقتصادی:         -   اجرای سیاستهای اصل 44

-          تقویت اقتصاد دانش بنیان

-          کنترل تورم

-          اجرای مراحل بعدی طرح تحول اقتصادی

-          کاهش وابستگی به نفت

-          تقویت خودکفایی و استقلال اقتصادی

-          تقویت تولید داخلی

-          مبارزه با مفاسد اقتصادی

 

3-       اولویت ها ی دولت درحوزه فرهنگی:                    - اجرای سند تحول آموزش و پرورش

-          اجرا نققشه جامع علمی کشور

-          تشکیل نظام ملی نواوری کشور

-          حمایت از شرکت های دانش بنیان و تجاری سازی دانش

-          ایجاد پژوهشگاه دانشگاهی

-          برنامه ریزی در جهت تحول و ارتقای علوم انسانی

اما اگر بخواهیم با مواجهه ای کمّی در خصوص بیشترین تاکیدات رهبری سخن بگوییم، بیشترین تکرارها و تاکیدات در این دیدارها را می توان اینگونه دسته بندی کرد .

پر تکرار ترین مفهوم

میزان کمی تکرار

1-     استفاده از ظرفیت داخلی و حفظ منافع ملی

25 مرتبه

2-     عدم اعتماد به نظام سلطه و مقابله با آنها

45 مرتبه

3-     توجه به آرمان های انقلاب و ایجاد تمدن نوین اسلامی

25 مرتبه

4-     مرجعیت زدایی از غرب و توجه به فرهنگ

16 مرتبه

5-     اولویت دار بودن مساله اقتصادی و مبارزه با فساد اقتصادی

12 مرتبه

6-     توجه به پیشرفت علمی کشور

25 مرتبه

7-     نرمش قهرمانانه و برخورد حکمت آمیز با مسائل گوناگون

20مرتبه

8-     توجه مقامات رسمی به موضع گیری های خود

5مرتبه

بررسی کمی (مفاهیم پر تکرار همه ی دیدار های رهبری در دولت یازدهم )

    -  پرتکرار ترین مفهوم مربوط به عبارت کلیدی "عدم اعتماد به نظام سلطه و مقابله با آنها" بوده است  که حدود 45 بار در این 14 دیدار بر آن تاکید شده است.

چرا رهبری اینقدر بر "عدم اعتماد به نظام سلطه " در این چند ماه ابتدایی کار دولت تاکیید می کنند؟

تاکیدات رهبری بر این امر گواه مساله ای است که باید به دنبال تبیین و تحلیل آن بود. برای توضیح این چرایی باید مروری داشته باشیم بر مشی دولت یازدهم در خصوص سیاست خارجی و سیاست داخلی .و همه مسائل را مانند پازلی در یک صفحه ترسیم کرده تا بتوانیم ارتباط تاکیدات ایشان را به درستی فهم کنیم.

لازم به ذکر است که رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری شیخ حسن روحانی به طور جد بعد از ترسیم خطوط اصیل انقلاب دو کار را از اولویت های دولت بر شمردند:

1-     علم

2-     حل تنش های اقتصادی

 

 

و در خصوص حل بحرانهای اقتصادی به طور ویژه تأکید کردند که: " تكيه به ظرفيّت درون‌زاى كشور باشد؛  نگاهمان به بيرون نباشد، یعنی اميدمان را به بيرون از ظرفيّت داخلى كشور ندوزيم.

در مناسبات بين‌المللى سهم هر كشورى به قدر قدرت درونى او است؛ هر مقدارى كه واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعه‌ى مناسبات بين‌المللى به همان نسبت بالاتر است؛ اين را بايد ما تأمين بكنيم" (6/6/92)

این تاکید رهبری در حالی است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی راه حل عبور از بحرانهای اقتصادی را در سطح دیپلماتیک جستجو می کنند و علت اصلی آن را تحریم های حاصله از مذاکرات بی نتیجه ی هسته ای می دانند . و البته حلقه های اصلی مشاوره ای دولت و خود رئیس جمهور محترم نیز طبق آنچه در مناظرات قبل از انتخابات مطرح می کردند به این نظر نزدیکی بیشتری داشته . و به قول خود ایشان تنها راه رسیدن به ثبات و امنیت، به رسمیت شناختن "کدخدا" در جهان است.  با گذشت یک ماه از تحویل مسئولیت به دولت یازدهم رفته رفته مساله ی مذاکرات هسته ای و رابطه با شیطان بزرگ ذیل پرونده هسته ای ایران  به تیتر اول خبرهای دولتی و غیر دولتی  تبدیل می شود.

در همین کشاکش است که مقام معظم رهبری در دیداری دوباره بر این امر تاکید می کنند که:

-          "پيشرفت آن‌وقتى است كه "درون‌زا" و متّكى به استعداد درونى يك ملّت باشد. وزن و اعتبار كشورها و دولتها و ملّتها هم وابسته‌ى به همين درون‌زايى است."  (17/07/1392)

ایشان در تاریخ 14/6/92 در دیدار با مجلس خبرگان، برای اولین بار بحث نرمش قهرمانانه را مطرح می کنند با این عنوان که : " در اين سالها جبهه‌بندى‌هاى منطقه‌اى و جهانى هم آشكار شده. البتّه نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه‌ى عرصه‌هاى سياسى، يك كار مطلوب و مورد قبولى است، لكن اين مانور هنرمندانه نبايستى به معناى عبور از خطوط قرمز، يا برگشتن از راهبردهاى اساسى، يا عدم توجّه به آرمانها باشد؛ اينها را بايد رعايت كرد."  تحلیل ها شروع می شود، برخی ها این موضع رهبری را به عنوان حمایت از سیاست خارجی دولت عنوان می کنند و با برخوردی نومن ببعض و نکفر ببعض، روزنامه های جریانهای سیاسی حامی دولت تیترها می زنند که رهبری نیز به این نتیجه رسیده است که باید با آمریکا و اتحادیه اروپا ارتباط برقرار کرد و قص علی هذه ...

اما ایشان ماجرا را در همین جا ختم نمی کنند و دوباره در دیدار با فرماندهان سپاه در تاریخ 26/6/92 منظورشان را دقیق تر کرده و ضمن آنکه تاکید می کنند مفهوم نرمش قهرمانانه را باید در زمینه آن که دشمنی همه جانبه ی آمریکا با اسلام است فهم کرد، می گویند: "ما مخالف با حركتهاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى ، چه در عالم سياستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سالها پيش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است؛ عيبى ندارد، اما اين كشتى‌گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى ميگيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان ميدهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است؛ بفهمند كه دارند چه‌كار ميكنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است؛ اين را توجّه داشته باشند."

همه این فرمایشات از نظر زمانی بر می گردد به بازه ای که زمزمه های احتمال دیدار ظریف و اشتون از سوی دولتی ها در حال مطرح شدن است.

دولت که گویی کلید همه بحران های اقتصادی را در حل دیپلماتیک مسائل خارجی و مشخصا تحریم های ناشی از مقاومت هسته ای می داند، در تلاش است تا با به رسمیت شناختن "کدخدای جهانی" پای میز مذاکرات بنشیند . اولین سفر هیئت ایرانی به نیویورک با حواشی ای همراه است . شکسته شدن خط مقاومت، در اذهان مردم با تماس تلفنی ظریف و اوباما شدت می گیرد و بد بینی به صداقت هیئت دیپلکاتیک ایرانی دلهای جوانان حزب اللهی را مکدر کرده است ... و ازطرف دیگر موافقین و حامیان دولت این عملکرد دولت در سفر نیویورک را مصداق نرمش قهرمانانه می دانستند.

رهبری بار دیگر به سراغ این مفهوم می روند و اینبار صریح تر از قبل مطرح می کنند که: "ما تعبير "نرمش قهرمانانه" را به كار برديم؛ يك عدّه‌اى آن را به معنى دست برداشتن از آرمانها و هدفهاى نظام اسلامى معنا كردند؛ بعضى از دشمنان هم همين را مستمسكى قرار دادند براى اينكه نظام اسلامى را به عقب‌نشينى از اصول خودش متّهم كنند؛ اينها خلاف بود، اينها بدفهمى است. نرمش قهرمانانه به معناى مانور هنرمندانه براى دست يافتن به مقصود است؛ به معناى اين است كه سالك راه خدا ... مثل ميدان رزم نظامى، بايد به دنبال رسيدن به اهدافِ ازپيش‌تعيين‌شده باشد. اهدافى وجود دارد؛ نظام اسلامى در هر مرحله‌اى يكى از اين اهداف را دنبال ميكند، براى پيشرفت، براى رسيدن به نقطه‌ى تعالى و اوج، براى ايجاد تمدّن عظيم اسلامى؛ بايد سعى كند به اين هدف در اين مرحله برسد. البتّه مرحله‌گذارى است، قطعه قطعه است. راهنمايان و هاديان و متفكّران و مسئولان مربوط، اين قطعات را معيّن ميكنند، هدفگذارى ميكنند، حركت جمعى آغاز ميشود. همه بايد تلاش كنند كه هر حركتى در هر مرحله‌اى به اهداف خودش برسد. اين آن نظامِ صحيحِ حركتِ منطقى [است‌]. اين را همه‌ى فعّالان عرصه‌ى سياست و مديريّت كلان كشور بايد همواره به ياد داشته باشند؛."نکته قابل تامل در اسنای سخن، هدفی است که رهبری از نرمش قهرمانانه برای آن یاد می کنند . ایشان نرمش قهرمانانه را نه برای حل بحران های اقتصادی و نه برای رفع تحریم ها (چیزهایی که برخی ها به عنوان علل مذاکرات و ... از آن یاد می کردند) بلکه هدف را ایجاد تمدن عظیم اسلامی ذکر می کنند .  توضیح این امر خود مجال جداگانه ای می طلبد . و به ناچار به اشاره ای اکتفا می کنیم.

اعلام برائت رهبری از اقدام دولت برای اولین بار در تاریخ دولتها در ماههای اولیه

سکاندار انقلاب بار دیگر ضمن مشی همیشگی شان در خصوص حمایت از دولت ها حجت را اینگونه تمام می کنند و می فرمایند :

-          "ما از تحرّك ديپلماسى دولت حمايت ميكنيم، پشتيبانى ميكنيم چه در اين قضاياى سفر اخير(سفر نیویورک) و چه غير از آن، اهمّيّت ميدهيم و از آنچه دولت ما انجام ميدهد و تلاشهاى ديپلماتيك و تحرّكى كه در اين زمينه ميكنند، حمايت ميكنيم. از آنها ميخواهيم كه با دقّت، با ملاحظه‌ى همه‌ى جوانب گامها را درست بردارند، محكم بردارند، منافع ملّى را يك لحظه به فراموشى نسپرند."

اگر بخواهیم به تاریخچه ی بیانات رهبری رجوع کنیم در هیچ دوره ای نبوده است که رهبری در ماههای اولیه ی کار ان دولت، تذکری جدی به آنها داده باشند و یا اعلام برائت علنی از اقدامات دولت داشته باشندف هر چند که در پس برخی فرمایشاتشان، نوعی نارضایتی نهفته باشد، و این امر قابل تامل است که این اتفاق در ماههای اولیه ی دولت تدبیر امید می افتد و رهبری به طور جدی اعلام می کنند که: "برخى از آنچه در سفر نيويورك پيش آمد، به نظر ما بجا نبود؛ لكن ما به هيئت ديپلماسى ملّت عزيزمان و دولت خدمتگزارمان خوشبين هستيم.به آمريكايى‌ها بدبينيم؛ به آنها هيچ اعتمادى نداريم. ما دولت ايالات متّحده‌ى آمريكا را دولتى غيرقابل اعتماد، دولتى خودبرتربين، دولتى غيرمنطقى و عهدشكن، دولتى سخت در پنجه‌ى تصرّف و اقتدار شبكه‌ى صهيونيسم بين‌المللى ميدانيم."

یکی از مسائلی که همواره به فهم ناگفته های صریح رهبری کمک می کند، توجه و تعمق در مثال های ایشان است . وی در ادامه ی همین بیانات که جزو مهم ترین بیانات از اغاز کار دولت تا کنون است می گوید:

-          "معناى كاپيتولاسيون اين است كه اگر چنانچه يك گروهبان آمريكايى بزند توى گوش يك افسر ارشد ايرانى، كسى حق ندارد او را تحت تعقيب قرار بدهد. اگر يك مأمور خُرده‌پاى آمريكايى در تهران به يك مرد شريف ايرانى يا به يك زن شريف ايرانى تعدّى بكند، كسى حق ندارد او را تحت تعقيب قرار بدهد؛ آمريكايى‌ها ميگويند حق نداريد، خودمان قضيّه را حل ميكنيم؛ ذلّت يك ملّت از اين بيشتر نميشود. اين را تحميل كردند، دوستشان هم بود، به دوست خودشان هم رحم نكردند. همين محمّدرضا را بعد از آنكه از ايران فرار كرد و يك مدّت كوتاهى به آمريكا رفت، از آنجا بيرون كردند، او را نگه نداشتند؛ يعنى اين‌قدر هم به او وفادارى نكردند؛ اين‌جورى هستند." (12/8/92)

-          "ملّتها و حتّى دولتها به آمريكا بى‌اعتمادند به خاطر همين رفتار و رويكردى كه در سياست آمريكايى‌ها هست. هركسى اعتماد كرد به آمريكا، ضربه‌اش را خورد؛ لذا امروز در ميان ملّتها شايد بشود گفت منفورترين قدرتهاى دنيا آمريكا است."(12/8/92)

بر اساس سابقه برخی از دولت ها در به کار گیری واژه ی "نگذاشتند، وگرنه ما همه چیز را درست میکردیم"  و در نهایت انداختن تقصیرها بر گردن یک قدرت بالا دستی و از طرف دیگر تجربه ی برخی از اقدامات فرا اختیاری در برخی از نشستهای خارجی در دوره هایی که اتفاقا جناب اقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی آن بودند، اهمیت این فرمایش مقام معظم رهبری را روشن می کند که از همین ابتدای امر باب هر گونه فرافکنی و اقدام سرخودانه را می بندد.

-          "اين را هم توجّه داشته باشيد، اين مذاكره‌اى كه امروز دارد انجام ميگيرد با شش كشور - كه آمريكا هم جزو اين شش كشور است - فقط در مورد مسائل هسته‌اى است و لاغير. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانى گفتم [كه‌] مذاكره در موضوعات خاص اشكالى ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبين نيستم به مذاكره، لكن ميخواهند مذاكره كنند، بكنند؛ ما هم به اذن‌الله ضررى نميكنيم."

پیش بینی رهبری از اقدامات دولت در زمینه سیاست خارجی

یکی از ویژگی های رهبر امت اسلامی و جامعه اسلامی، ایستادن ورای تاریخ و اتفاقات آن ، وتجسم تاریخ به مثابه کلی به هم پیوسته است که باید از حکمتهای نهفته در ان درس گرفت . چرا که تاریخ بر اساس جدال حق علیه باطل بنا شده است، و همین درک از تاریخ است که موجب می شود رهبری اینچنین قاطعانه در مورد عدم اعتماد به امریکا و متحدانش سخن بگوید و بتواند گامهای بعدی مذاکرات را به خوبی پیش بینی کند.

-          "یك تجربه‌اى در اختيار ملّت ايران است - كه حالا من مختصراً عرض خواهم كرد - اين تجربه ظرفيّت فكرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى كه در سال ۸۲ و ۸۳ در زمينه‌ى تعليق غنى‌سازى انجام گرفت، كه آن‌وقت تعليق غنى‌سازى را در مذاكرات با همين اروپايى‌ها، جمهورى اسلامى براى يك مدّتى پذيرفت. خب ما دو سال عقب افتاديم، لكن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهميديم كه با تعليق غنى‌سازى، اميد همكارى از طرف شركاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعليق اختيارى را - كه البتّه به‌نحوى تحميل شده بود، لكن ما قبول كرديم، مسئولين ما قبول كردند - آن روز قبول نكرده بوديم، ممكن بود كسانى بگويند خب يك ذرّه شما عقب‌نشينى ميكرديد، همه‌ى مشكلات حل ميشد، پرونده‌ى هسته‌اى ايران عادى ميشد. آن تعليق غنى‌سازى اين فايده را براى ما داشت كه معلوم شد با عقب‌نشينى، با تعليق غنى‌سازى، با عقب افتادن كار، با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است؛ اين را ما فهميديم، لذا بعد از آن شروع كرديم غنى‌سازى را آغاز كردن. امروز وضعيّت جمهورى اسلامى با سال ۸۲، زمين تا آسمان فرق كرده؛ آن روز ما چانه ميزديم سرِ دو، سه سانتريفيوژ، [در حالى كه‌] امروز چندين هزار سانتريفيوژ مشغول كارند. جوانهاى ما، دانشمندان ما، محقّقين ما، مسئولين ما همّت كردند، كارها را پيش بردند. بنابراين از مذاكراتى هم كه امروز در جريان است، ما ضررى نخواهيم كرد. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبين نيستم؛ من فكر نميكنم [از] اين مذاكرات آن نتيجه‌اى را كه ملّت ايران انتظار دارد، به‌دست بيايد، لكن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ ايرادى ندارد امّا لازم است ملّت بيدار باشد."(12/8/92)

نکته قابل تامل اینجا است که همواره رهبری ملت را به عنوان چشم بینا و ناظر بر اعمال دولت می داند و در این امر از مردم می خواهد که بیدار باشند، و هوشمندانه به مسائل بنگرند. اگر بخواهیم سخنان رهبر انقلاب را در دوره های مختلف با مخاطبان مختلف ذیل حکمت انقلاب تعریف کنیم، و ذیل شان ولایی او، باید قاطعانه به این امر توجه کنیم که " اراده امت و ملت" اساسی ترین مساله در پیشبرد اهداف جامعه اسلامی است و رهبری نیز حتی در خصوص مسائل دیپلماتیک، وظیفه ی نظارت و هدایت را بر عهده ی مردم می گذارند.

این فرمایشات مقام معظم رهبری در این بازه زمانی که همزمان است با بحث مذاکرات هیئت ایرانی و 5+1، بسیار صریح موضع جمهوری اسلامی را در برابر دولت آمریکا نشان می دهد و به نوعی فصل الخطاب است برای افرادی که ساده انگارانه از تماس تلفنی رئیس جمهوری ایالات متحده به وجد آمده و احساس می کنند آمریکایی ها به دنبال ارتباطی کاملاً صادقانه و بدون غل وغش با جمهوری اسلامی هستند؛ لذا تنها راه نجات کشور از مشکلات جاری؛ ارتباط با آمریکاست. و شاید بدلیل بسط پیدا کردن چنین دیدگاههایی در میان سیاسیون و برخی از بدنه اجتماعی باشد که رهبری بیش از 45 بار از آغاز کار دولت تا کنون با عناوین متفاوتی از ماهین استکباری و دد منشانه ی آمریکا سخن گفته و سعی در تببین خیانت های تاریخی او به ملت دارد . و بازهم در اوج زمانی که جریانات همسو با دولت تا انجایی پیش می روند که می خواهند شعار "مرگ بر آمریکا" را نیز از ادبیات انقلاب حذف کنند،و از عصر جدیدی صحبت می کنند که گویی گرگ قصه توبه کرده است و به دنبال رابطه با میش ها است، رهبری به طور قاطعانه در دیدار 13 آبان ماه باردیگر به ساده اندیشان یادآوری می کنندکه:

-          "آنچه نقطه‌ى مقابل نظام اسلامى است، استكبار است. جهت‌گيرى خصومتهاى نظام اسلامى، با نظام استكبار است؛ ما با استكبار مخالفيم، ما با استكبار مبارزه ميكنيم.

-          استخوان‌بندى استكبار در همه‌ى دوره‌ها يكى است؛ البتّه شيوه‌ها و خصوصيّات و روشها در هر زمانى تفاوت ميكند. امروز هم  نظام استكبارى وجود دارد؛ رأس استكبار هم در دنيا، دولت ايالات متّحده‌ى آمريكا است."(13-8-92)

آذر 92 توافقات  ژنو صورت گرفته و همچنان فضا مخدوش است ...

هیئت دیپلماتیک ایرانی در معاهدات ژنو به ازای تعلیق اورانیم 20 درصد و عقب نشینی از پیشرفت هسته ای، برخی از تحریم ها را موقتا لغو می کنند و بر اساس آنچه در ابتدای گزارش آمد به خیال خود توانسته اند، با رفع تحریم ها مشکلات اقتصادی را در فاصله ی 100 روز حل کنند.

در این میان اوج تذکرات رهبری به دولت  به دیدار با مردم قم می رسد که در تاریخ 19 دی ماه برگزار شد. ایشان دوباره به بحث آغازین خود بر می گردند که در ماههای اول گوشزد کرده بودند.

-          "توصیه ام به مسئولان این است كه برای رفع مشكلات كشور به نیروی درونی كشور توجه كنند ونباید چشم به بیرون دوخت. البته شكی نیست كه مسائل بیرون را باید حل كرد/منتها امید ما به درون كشور باشد،این است كه كشور را بیمه میكند." (19/10/92)

رهبرانقلاب در ادامه ی همین دیدار تاکید می کنند که: "دشمنان خیال میكنند كه تحریم كردند و ایران مجبور به مذاكره شد. نه! ما قبلا هم اعلام كرده ایم در موضوعات خاص كه مصلحت بدانیم با این شیطان برای رفع شرش مذاكره میكنیم. یكی از بركات مذاكرات این بود كه دشمنی آمریكا با ایران و ایرانی و اسلام برای همه روشن شد."

و بازهم با تذکری خطاب به هیئت دیپلماتیک که از ادبیات ویژه ی اعتماد سازی و رفع کدورتها میان ایران و آمریکا سخن میگویند، می فرمایند: "كسى توهّم نكند كه آن كسانى كه در مقابل انقلاب اسلامى با همه‌ى قوا ايستاده بودند، امروز منصرف شده‌اند؛ نه، امروز هم ايستاده‌اند؛ منتها هر دشمنى اگر چنانچه ناچار شد، عقب‌نشينى ميكند؛ اگر مجبورشان كرديد و وادارشان كرديد به عقب‌نشينى، ناچار عقب‌نشينى ميكنند؛ امّا از دشمنى منصرف نميشوند." (19/10/92)

و دوباره بر این امر تاکید می کنند که: "[مسئولين] براى رفع مشكلات كشور به نيروى درونى اين كشور توجّه كنند؛ چشم به بيرون نبايد دوخت؛ البتّه مسائل بيرون را بايد حل كرد، در اين شكّى نيست. اثر این ارتباطکمتر از ده درصد کاهش نرخ ارز بود که تنها سه روز دوام داشت و دیگر هیچ! لذاباید این سؤال را پرسید که آیا راه نجات اقتصاد کشور و دستیابی به توسعه از مسیر مفاهیمی همچون؛ جهاد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی، تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی و اصلاح الگوی مصرف و... می گذرد یا ارتباط با آمریکایی های غیر قابل اعتماد؟"

همه ی آنچه در بالا آورده شد و بسیاری از نکاتی که این مقال یارای سخن گفتن از آن نیست، گواه این امر است که دولت باید بیشتر از اینها به تذکرات رهبری توجه کند . و در نهایت با توجه به نکات ذکر شده باید این سؤال را پرسید که آیا راه نجات اقتصاد کشور و دستیابی به توسعه از مسیر مفاهیمی همچون؛ جهاد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی، تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی و اصلاح الگوی مصرف و... می گذرد یا ارتباط با آمریکایی های غیر قابل اعتماد؟ و جادارد از مسئولین محترم دولت یازدهم پرسیده شودکه در کدام یک از رفتارها و اقداماتشان مطالبات و تذکرات رهبری را مد نظر قرار دادند؟

  فاطمه فلاح نژاد


٠٨:٢٤ - چهارشنبه ٧ اسفند ١٣٩٢    /    عدد : ٣٤٨٥٠٣    /    تعداد نمایش : ٨٨٣


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




ساعت
اوقات شرعی