اخبار > گفتگويي خواندني با ابوالقاسم طالبی؛
سه شنبه ٢٨ ارديبهشت ١٤٠٠
‹‹ إنَّ الُحُسَین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینهُ النِّجاه ›› *‹‹ به سايت بچه هاي مسجد دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان خوش آمدید›*
اخبار > گفتگويي خواندني با ابوالقاسم طالبی؛
 


  چاپ        ارسال به دوست

گفتگويي خواندني با ابوالقاسم طالبی؛

ابوالقاسم طالبی، کارگردان آثاری چون دستان های خالی، آقای رئیس جمهور و قلاده های طلا است که هم اکنون در حال تولید مجموعه تلویزیونی آخرین شاه، آخرین دربار است. همچنین او یکی از داوران جشنواره عمار بوده است. با او به گفتگو نشستیم تا نظراتش را پیرامون سینمای انقلاب اسلامی جویا شویم.

*سینمایی که مدنظر شهید آوینی بود و تلاش کرد آن را تبیین و تثبیت نماید چه نوع سینمایی بود و چه ویژگی هایی داشت؟

تفکر شهید آوینی و نوع نگاهی که این شهید بزرگوار به مقوله سینما داشت، شاید یکی از معدود منابع تئوریک ما در بحث سینمای انقلاب اسلامی باشد. شهید آوینی در سالهای پس از انقلاب که حدود 15 سال در قید حیات بود، سعی و تلاش کرد که هم از نگاه یک منتقد و هم از نگاه یک تئوریسین انقلابی، و هم از نگاه یک فیلم ساز که با کارهای شاخص و روز سینمای ایران و جهان آشنایی کافی داشت، یک چارچوب فکری نسبت به سینمایی که می بایست راه خود را در مسیر انقلاب ادامه دهد، ارائه نماید. شما وقتی در مقولات مختلف که با آن مواجه می شوید- در بحث سینمای روز ایران- به سراغ دست نوشته ها، یادداشت ها و سخنرانی های آن شهید می روید، می بینید در همان مورد نیز شهید راهی را ترسیم کرده است. به عنوان مثال شما در بحث جوایز خارجی مشاهده می کنید شهید آوینی چه نگاهی به آن دارد و چه بیانی از سینماگرانی دارد که به دنبال جوایز غربی اند.

اما امروز خود ما هم نوع نگاه شهید آوینی را فراموش کرده ایم. به عنوان مثال ایشان نگاهی ویژه را در تولید آثار مستند دنبال می‌کرد که به قول خودش نگاه اشراقی بود. ایشان عقیده داشتند تا فیلمساز به خودسازی نرسد، نمی‌تواند به خوبی آنچه را که می‌خواهد به مخاطبش منتقل کند. شهید بزرگوار آوینی معتقد بود مستندساز باید به خودسازی رسیده باشد تا بتواند با کمک زبان تصویر، حرف‌هایی را که به آن‌ها معتقد است، به درستی بیان کند و بر مخاطب تأثیری به‌سزا داشته باشد. اگر فیلمساز به آنچه می‌خواهد بگوید اعتقاد نداشته باشد، نمی‌تواند آنگونه که شایسته است، پیام را به تماشاگر منتقل کند.

در سینما نیز به همین شکل، نگاهی خاص به سینمای داستانی داشت و به طور کلی معتقد بود سینما باید بتواند پیامبر انقلاب اسلامی باشد. به این معنا که بتواند حرف انقلاب اسلامی را گسترش دهد. حال این فیلم سطح پیام رسانی اش در سطح یک شهر است، در سطح یک ملت است یا در سطح کل جهان.

*به نظر شما رهبری چه انتظاراتی از سینمای انقلاب اسلامی دارند؟

من یک گفتگو می خواندم از مقام معظم رهبری، حدود 26 سال پیش با یکی از نشریات. که خیلی از دغدغه های امروز ما را پوشش می دهد. در واقع نظر صریح رهبری پیرامون سینما را ما آنجا مشاهده می کنیم. به عنوان مثال در بحث هنر ارزشی و جذابیت فیلم ایشان فرمایشی دقیق دارند. می فرمایند: «برای برخی یک اشتباه وجود دارد. در ذهن یک عده‌ای که این اشتباه را قبول دارند، خوب است آن را  برطرف کنیم و آن این است که بعضی‌ها خیال می‌کنند که پیام (در این‌جا مقصود ما و آن‌چه به نظر ما محترم و ارزشمند است پیام انقلاب اسلامی ماست) اگر قرار شد در یک فیلمی باشد، این فیلم به همان اندازه باید پیه بی‌جاذبگی را به تنش بمالد، گویی خیال کردند که جاذبه داشتن یک فیلم و پیام داشتن آن منافات دارد.

یعنی یک فیلم اگر اسلامی نبود و انقلابی نبود، حتماً با جاذبه است. این یک معادله درستی نیست، یک چنین فرمولی را ما قبول نداریم. گاهی می‌شود که خود پیام جاذبه می‌بخشد، یعنی حتی محتوا گاهی تکنیک را تحت تأثیر قرار می‌دهد، یعنی یک محتوای خیلی خوب ضعف تکنیک فیلم را هم گاهی اوقات می‌پوشاند و بیننده حرفی را که دوست می‌دارد و چیزی را که برایش دل‌نشین هست، می‌گیرد و آن قدر برایش جالب و جذاب است که حتی ضعف تکنیک را هم متوجه نیست».

این بحث جدا از کارکرد تئوریک آن در سینمای ما، نشان دهنده عمق دید هنری رهبر معظم انقلاب است که بسیار دقیق بر اصول سینمایی مسلط است و کارکردهای آن را می شناسد.

به بیان دقیق تر، انتظار رهبری در بیانات ایشان به طور کامل بیان گردیده است. ایشان نظرشان پیرامون سینما این نیست که هنرمندان بیایند فیلم های سفارشی تولید کنند یا بیایند آن حرفی را بزنند که مسولان می خواهند یا دوست دارند. بارها از این امر به عنوان فعلی مذموم یاد کردند. اما در مقابل می گویند هنرمند باید طبق اصول انقلاب را بشناسند و ما می بایست هنرمند متعهدی داشته باشیم که بر این اساس فیلم بسازد. در جایی خاطرم هست که می فرمایند آن چیزی که در سینمای انقلابی برای ما شرط و اساس است، پیام فیلم است. یعنی شما به عنوان یک فرد انقلابی اصلاً چرا برای سینما کار می‌کنید؟ اگر چنان‌چه قرار باشد این سینما محتوای انقلابی نداشته باشد یا محتوای اسلامی نداشته باشد، باز هم برای سینما کار خواهید کرد؟ روشن است که نه، پس کسی که با انقلاب هم‌ساز هست و هم‌دل، سینما را برای محتوایی می‌خواهد که از این انقلاب الهام گرفته است.

*چرا سینما راه خود را گم کرده است؟ بعضا سینماگران ما تعلق کمرنگی به آرمان های انقلاب اسلامی و نظام اسلامی دارند.

سینمای ایران در سالهای قبل از انقلاب با فیلم های سینمای هند پابرجا بود که عموما در ژانر عشقی و اکشن ساخته می شد و اکثر فیلم های به نمایش در آمده تکراری و آثار خوب در آن ها معدود بود. اما بعد از انقلاب اسلامی دگرگونی در سینما رخ داد و آن تنوع در آثار تولید شده بود. بعد از جنگ تحمیلی  سینمای دفاع مقدس رونق خوبی گرفت و سیاست گذاری ها به سوی ساخت اثر در این ژانر رفت. عده ای از فیلم سازها علاقه خود به فعالیت در سینمای دفاع مقدس را بخوبی نشان داده و اکثر فیلمسازهای علاقه مند از بچه های جنگ بوده اند که از نزدیک اتفاقات مختلف جنگ را لمس کرده بودند و فیلم های خوبی به دست این عزیزان ساخته شد. این روند به سمت صعود پیش رفت و کیفیت فیلم ها هر ساله بهتر و بالاتر می رفت تا جایی که فیلم های ساخته شده پیرامون موضوع جنگ با فیلم های جنگی سراسر دنیا قابل رقابت شدند، و این اتفاق به مطرح شدن سینمای دفاع مقدس ایران در سراسر جهان انجامید.

اما در یک دوره ای از تاریخ پس از انقلاب، با روی کار آمدن برخی دگر اندیشان در عرصه های مختلف، سیاست گذاری سینما به سمت و سوی دیگری تغییر پیدا کرد. اینان به جای توجه به مسائل دفاع مقدس و سینمای انقلاب اسلامی ذهن سینماگران را به سمت موضوعات مختلف دیگر سوق دادند. از سوی دیگر سینماگران جوانی که تربیت شدند، اکثرا بر خلاف اصول نظام و انقلاب تربیت شدند و برای آنان الگوهایی نظیر اسپیلبرگ و اسکورسیزی ایجاد کردند. تا جایی که ما شاهدیم دیگر هیچ کدام از این نسلی که آنها تربیت کردند با اصول سینمای شهید آوینی آشنایی ندارند.

طبیعتا وقتی این سینماگر که آمال و آرزویش اسپیلبرگ است و اسپیلبرگ و اسکورسیزی ها فیلم هایی با موضوع خیانت می سازند، نباید توقع داشته باشیم که سینماگر ما بیاید راجع به دفاع مقدس فیلم بسازد.

فلذا مهم ترین اتفاقی که فرهنگ جامعه امروز علی الخصوص سینما باید دنبال کند دوری از الگوهای غربی و مراجعه به الگوهای ارزشی است و گرنه آن چه پیش روی سینمای ماست چیزی به مراتب بدتر و بی تدبیر تر از وضعیت امروز است.

*چرا در سینمای انقلاب اسلامی، نیروهای معتقد و ارزشی کمتر تربیت شده اند؟

امروز قحط‌ الرجال نیروی متعهد و متخصص است. سینماگران امروز از طریق مافیا در بخش تخصصی جذب شده و فعالیت می‌کنند که حاصل آن فیلم‌هایی است که امروز روی پرده سینما می‌بینیم. فیلم‌هایی که قابل دفاع نیستند. تا کنون سربازانی که متعهد باشند تربیت نکرده ایم، از سوی دیگر نیروهای ارزشی که آموزش دیده‌اند به سبب فضای مافیایی یا عدم ادامه دوره‌ها به عرصه سینما ورود پیدا نکردند.

این امر در درجه اول مسئولیتش با مدیران سازمان سینمایی و مسولان وزارت ارشاد دوره های مختلف است که بیاند پاسخ بدهند که چرا امروز ما هنرمند ارزشی تربیت نکرده ایم؟ چرا راهی را رفتیم که امروز با این ضعف شدید در عرصه سینما مواجه بشویم. از سوی دیگر اگر هنرمند ارزشی نیز داشته باشیم، تهیه کنندگان ما فیلنامه های ارزشی آنان را قبول می کنند؟ بلاشک تفاوت دیدی که در آنها به وجود آمده است موجب چنین وضعیتی شده است که کسانی که علاقه مند به این حوزه هستند، وارد این میدان نشوند.

غير از مديريت ضعيف در مجموعة مديريتي وزارت ارشاد، نمي توان از وضعيت دانشگاه در تربيت هنرمندان عرصة سينما چشم پوشي كرد. واقعيت آن است كه مع الاسف سير حركتي روند تربيت هنرمندان ارزشي در محيط هاي دانشگاهي ما چشم انداز مناسب و در خوری را ندارد. آنچه رهبر انقلاب در مورد فقدان محتواي سينماي اسلامي در دانشگاه هاي كشور مي گويند، ناشي از همين قضيه است: «ما بايد محتواي سينما را اسلامي كنيم، زيرا گفته نمي شود در هنرهاي نمايشي در دانشگاه، مي خواهيم كارگردان مسلمان تربيت كنيم ... مي خواهيم فيلمنامه نويس مسلمان درست كنيم ... فضاي جامعه را اسلامي كنيم.»

اگر امروز ما حرکت های مردمی نظیر جشنواره فیلم عمار را نداشتیم واقعا در چند سال آینده در جبهه انقلاب اسلامی دچار ضعف و کمبود نیروهای متعهد می شدیم. این توجه رهبری به جشنواره عمار، به دلیل همین حرکت خودجوش در جهت تربیت نیروهای متعهد و ارزشی برای سینمای انقلاب است.

*سینمای انقلابی چه هدفی دارد؟ یا به عبارت دقیق تر وقتی ما یک فیلم را در قالب یک فیلم ارزشی و انقلابی مشاهده می کنیم، چه دستاوردی در نهایت برای آن فیلم متصوریم.

ابتدا باید به تعریف هدف سینما از نگاه غرب بپردازیم. در حقیقت فرهنگ الحادی و ماتریالیستی و همینطور اومانیستی این فرهنگ سینما را بنیان گذاری کرده و به دنیا هم صادر کرده، سینمای جمهوری اسلامی ایران هم یکی از سینماهای موجود است یا بهتر است که بگوییم گوشه ای از سینمای موجود دنیا است.

ولی همانطور که فلسفه از غرب وقتی که وارد اسلام می شود، اسلام این فلسفه را با اصول و مبانی خودش هماهنگ می کند و می شود فلسفه اسلامی و کاربرد اولیه و مبانی اولیه آن تغییر می کند، در سینمای جمهوری اسلامی نیز باید چنین کاری اتفاق می افتاد. که متأسفانه اینگونه نشد و تا امروز چنین اتفاقی نیافتاده- جز بخش محدودی در سینمای دفاع مقدس-  و به جدیت می شود گفت که فیلم سازی این مملکت و بخش اعظمی از فیلم سازان آن به خصوص فیلم سازانی که از زمان شاه به ما به ارث رسیده اند، ارثیه نا خواسته ای هستند که از گذشته به حال آمدند، اینها همان تفکر الحادی و همان تعریفی را دارند دنبال می کنند یا بهتر بگوییم در همان زمینی دارند بازی می کنند که غرب برای آنها تعریف کرده، مخصوصا هالیوود. طبیعی است که این سینماگرها که عرض کردم و این سینما و یا این فیلم سازی خواستگاه، هدف گیری و جهت گیری اش جهت گیری اسلام و اهداف آن اهداف الهی نیست یعنی قصد آن خدمت به خدا و تلاش برای اهداف نظام نیست.

هدف سینمای غربی خدمت به مردم، اسلام و انقلاب نیست و برای این هم تعریف نشده است و به همین دلیل است که یکی از اعضای سینما اگر به گونه ای در خطر قرار بگیرد یا با آن برخوردی بشود بدنه سینما، یا بهتر است بگوییم بخش اعظم بدنه سینما بدون اینکه فکر کند که این انسانی که با آن برخورد شده خلاف کرده و مجرم است، اصلا بدون اینکه به اینها فکر بکند از قبل جبهه گیری می کند و واکنش نشان می دهد. آن را نگاه نمی کند که هنرمند در جهت اهداف الهی و مردم دارد حرکت می کند یا نمی کند، آن فقط می گوید که به هنرمند نباید چیزی گفت حتی اگر خلاف کار باشد.

فلذا باید این تغییر در ذهنیت سینماگران شکل بگیرد که سینما نباید وسیله ای باشد برای ارضای ذغذغه های شخصی کارگردانان. ما باید ذهنیت اومانیستی را از سینماگران بگیریم و آنان را به سمت ارزش های اصلی انسانی، اخلاقی در درجه اول سوق دهیم که دغدغه آنان مردم بشود و در درجه عالی تر سینماگران به احیای ارزش های انقلابی و اسلامی بپردازند و این برایشان هدف قرار بگیرد. در واقع سینمای انقلاب اسلامی، باید بتواند و هدفش باید این باشد که به اصول اصلی انقلاب اسلامی و ارزش های انسانی بپردازد.

*شاخصه های سینمای انقلابی چیست؟ مقام معظم رهبری یک فرمایشی داشتند که شما نیز به آن اشاره کردید، مبنی بر این که یک فیلم دینی و انقلابی قرار نیست حتما به مسائل دینی و مذهبی بپردازد. این شاخص ها کدام اند؟

به طور کلی برای سینمای انقلاب اسلامی چنین شاخص هایی را می توان در نظر گرفت:

اول، آن که فيلم هاي انقلابی مسئله محور هستند. به اين معنی كه نمی توانند از کنار ابتلائات تحميل شده بر افراد و جامعه به سادگی عبور کنند. طرح کاستی ها، بی عدالتی ها و مشکلات اجتماعی و فرهنگی در این گونه آثار، نه مستمسكي براي روشنفكرنمايي و جلب توجه جشنواره های خارجی كه راهی برای كاهش مصائب و نزدیک شدن به جامعه آرمانی است.

دوم، معنويت جاري در این آثار، مرتازگونه و انزوا طلبانه نيست. معنویت و عرفان جاری در سینمای مطلوب انقلاب، به تبعيت از روح عدالت خواه اسلام و تشیع، اجتماعي و سیاسی است. به این معنی که عرفان را برای شخص خودش نمی خواهد برای جامعه می خواهد. رستگاری را برای جامعه می خواهد نه برای خودش.

سوم، در سینمای انقلاب، قوميت ها دارای جایگاه برجسته و قابل توجهی هستند. معمولا در فیلم های جشنواره ای، اقوام چهره ای موزه ای و تصنعی دارند و در برابر ملت و دولت قرار می گیرند. اما در سینمای انقلاب، اقوام و جماعت ها، تصويري نزديك به واقع می یابند و زندگي روزمره، خوشي ها، غم ها و دغدغه هاي آن ها به تصویر کشیده می شود.

چهارم، سينماي انقلاب نه رئاليسم مفرط است و نه به طور كامل ايده آليستي. بلکه واقعیات و آرمان ها به صورتی توأمان متجلی می شوند. در این گفتمان، فیلمساز مقهور واقعیات نمی شود و در عین حال نگاهی آرمان گرایانه به واقعیات دارد.

پنجم، سینمای انقلاب برایش دغدغه های انقلاب بر دغدغه های شخصی اولویت دارد. یعنی اگر بتواند و حق انتخاب داشته باشد که به کدام یک از دو سوژه بپردازد، باید به سراغ سوژه های انقلابی بپردازد تا سوژه های شخصی.

ششم، در سینمای انقلابی ساخت از تخریب ارحجیت بیشتری دارد. یعنی اگرچه سعی می کند نقد کند و انتقاد خود را بیان سازد ولی آنچه برای او در اولویت اصلی است، ساخت است. یعنی انتقاد سازنده در روح فیلم ها باید جریان داشته باشد.

هفتم، هدف نهایی فیلم های انقلاب اسلامی، انسان سازی است. ممکن است این انسان سازی در جزئیات و در بیان موارد جز و کوچک خلاصه شده باشد یا در اهداف کلان و نشان دادن روح بلند آدمی.

تمام این شاخص ها را شما در بیانات مختلف مقام معظم رهبری در طول سالهای پس از انقلاب مشاهده می گردد. شما ببینید ایشان با ترسیم دقیق از سینمای انقلاب اسلامی در طول سالهای مختلف به سینماگران و دست اندرکاران سینما سعی نمودند که این شاخص ها را بیان نمایند. هدف کلی ما باید در سینمای انقلابی آن باشد که بتوانیم نسبت به این شاخص ها را در فیلم هایمان پیاده سازی نماییم و نشان دهیم.

*گفتگو از محمد عشقی زاده


١٠:٠٧ - چهارشنبه ٧ اسفند ١٣٩٢    /    عدد : ٣٤٨٥٩٢    /    تعداد نمایش : ٧٦٣


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




ساعت
اوقات شرعی