اخبار > این بار «قلم» هاشمی است که جنجال می آفریند.
سه شنبه ٢٨ ارديبهشت ١٤٠٠
‹‹ إنَّ الُحُسَین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینهُ النِّجاه ›› *‹‹ به سايت بچه هاي مسجد دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان خوش آمدید›*
اخبار > این بار «قلم» هاشمی است که جنجال می آفریند.
 


  چاپ        ارسال به دوست

نگاهی به محتوای مستند «من روحانی هستم»

این بار «قلم» هاشمی است که جنجال می آفریند.

 

سخنگوی دولت یازدهم: مستند «من روحانی هستم» با اهداف مغرضانه تهیه شده. رئیس مجلس نهم: به تاریخ دروغ می گویند. دبیر مجمع تشخیص: «من روحانی هستم» مسیر قانونی را طی نکرده است. وزیر ارشاد: دستگاه قضایی با اتهام زنندگان (سازندگان مستند من روحانی هستم) برخورد کند ...

این ها بخش هایی از داد و قال های داخلی در واکنش به یک مستند دانشجویی است که اخیرا نقل محافل خبری ایران و حتی جهان شده است. مستندی که پنج دهه زندگی سیاسی رئیس جمهور، حسن روحانی را زیر ذره بین قرار داده است.

اما علیرغم واکنش های پی در پی دولت یازدهم و رسانه های حامی آن همچنان «من روحانی هستم» در فضای مجازی عرضه می گردد. با توجه به موضع گیری های شلاقی نسبت به این مستند، اینکه بخواهیم ادامه عرضه آن در فضای مجازی و اکران آن در برخی شبکه های اجتماعی و دانشگاه های کشور را محصول نقدپذیری و آزادی اندیشه و بیان بدانیم، کاری سخت است. پس چرا تا کنون پخش و عرضه آن متوقف نشده است؟ علت، به منابع و اسنادی بازمی گردد که این مستند برپایه آن ها ساخته شده است. اسناد به کار برده شده، مجموعه ای است از کتاب ها، مصاحبه ها و تصاویری که متعلق به رئیس جمهور و اشخاص و گروه های همسو با ایشان است.

بر اساس آماری که برخی از رسانه ها منتشر کرده اند، حدود 44 درصد از محتوای مستند، بر اساس کتاب خاطرات حسن روحانی و 20 درصد آن مطابق خاطرات هاشمی رفسنجانی تهیه شده است. سایر بخش های «من روحانی هستم» حاوی اظهارات شخص رئیس جمهور، هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، محسن رضایی، محمدجواد ظریف و حسین موسویان است. به انضمام مصاحبه با وزاری خارجه و دولتمردان اروپایی نظیر جک استراو، یوشکا فیشر و ... که در مذاکرات مربوط به پرونده هسته ای معروف به مذاکرات سعدآباد، طرف مقابل حسن روحانی بوده اند.

همه من روحانی هستم ماجرای مک فارلین نبود

با اندکی مسامحه، همه انتقادات راجع به «من روحانی هستم» به بخش های ابتدایی آن یعنی نقش حسن روحانی در مذاکرات موسوم به مک فارلین باز می گردد. معلوم نیست با مانور دادن بر این بخش از مستند، بنا دارند تا با رد صحت آن، از باب مشت نمونه خروار، کلیت مستند را از درجه اعتبار ساقط کنند، یا اینکه بخش های دیگر اصولا خدشه ناپذیر است و قرار است با تمرکز بر روی بخش شبهه ناک، سایر بخش های این مستند را تحت­الشعاع قرار دهند؟ نظیر بخش هایی که به مخالفت سرسختانه حسن روحانی با نخست وزیری میرحسین موسوی پرداخته یا نقش روحانی در قبولاندن قطعنامه 598 به امام خمینی(ره) از زبان هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی و نیز رودست خوردن بزرگ جریان دوم خرداد و حسن روحانی - به عنوان مسئول پرونده هسته ای - از طرف های غربی در سعدآباد از زبان محمد خاتمی و حسین موسویان.

روحانی کجای ماجرای مک فارلین قرار داشت؟

قضیه مک فارلین و مذاکره با آمریکایی ها در بحبوحه جنگ تحمیلی چیست و حسن روحانی در کجای این ماجرا ایستاده است؟ این سوالی است که با گذشت حدود 18 سال از سفر هیئت آمریکایی به ریاست مک فارلین، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا به ایران، هر از گاهی اذهان حقیقت جو را درگیر خود می کند؟

«تصور فعلی اروپا راجع به ایران با واقعیت های موجود تفاوت دارد». این بخشی از اظهارات «هانس دیتریش گنشر» وزیر خارجه وقت آلمان بود که در مرداد ماه 63 به عنوان نخستین وزیر خارجه اروپایی، پس از انقلاب اسلامی، به ایران سفر کرده بود. جمله­ای که حاوی پیام «حضور گروه های اصطلاحا میانه رو و مستعد برای ارتباط­گیری» بود. متعاقب این اظهار نظر، رسانه های غربی، جریان سازی مبنی بر وجود آرا و نظرات متفاوت درباره مسایل سیاسی، اقتصادی و به ویژه راجع به جنگ ایران و عراق در داخل کشور را در دستور کار قرار می دهند. تا آنجا که وزیر خارجه ژاپن در دیدار با «طارق عزیز» وزیر خارجه وقت عراق از وجود افرادی با گرایش های غربی در بین مسئولان نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران پرده بر می دارد.

خوداظهاری هاشمی رفسنجانی در 18 اسفند 64 مبنی بر ترغیب نماینده وقت ایران در سازمان ملل متحد بر امیدوار نگه داشتن آمریکا برای برقراری ارتباط با ایران و تشویق «محسن کنگرلو» از کارکنان دفتر نخست وزیر وقت (میرحسین موسوی) به ادامه فعالیت ها برای برقراری ارتباط با آمریکا، چنان که محسن رضایی مطرح می کند، شاهدی است بر اینکه هاشمی رفسنجانی از جرگه افرادی بوده است که به دنبال برقراری ارتباط با آمریکا و از زمره به اصطلاح میانه رو های مدنظر آمریکا برای برقراری ارتباط بوده است.

برخلاف آنچه در «من روحانی هستم» آمده مبنی بر اینکه هیچ یک از مسئولین ایرانی از سفر هیئت آمریکایی به ایران خبر نداشتند، اینکه هاشمی رفسنجانی در جریان سفر هیئت آمریکایی به ایران بوده باشد، چندان دور از ذهن نیست. «حسین کچویان» در این باره می گوید: «هاشمی رفسنجانی تنها با کمک دولت میرحسین موسوی و بدون آگاهی یا مشاوره با دیگر مسؤلین بالای کشور یا حتی اطلاع رهبری کبیر انقلاب، می تواند به شکلی باورنکردنی و برخلاف سیاست های اصولی نظام به اقدام مخاطره آمیز و مسأله دار ارتباط گیری با آمریکا و دعوت مقام بالای امنیتی آمریکا (مک فارلین و هیئت همراهش) به عنوان نماینده ریگان به کشور دست بزند». ضمن اینکه هاشمی رفسنجانی در یادداشت دوم خرداد 65 خویش آورده است: «آقای محسن کنگرلو آمد و اطلاع داد که پس فردا هیئت آمریکایی وارد می شوند». محسن رضایی نیز اظهار می دارد: «در ماجرای سفر مک فارلین آقای هاشمی در جریان جزئیاتی بودند که امام راحل(ره) از آن ها مطلع نبود».

همانطور که در مستند هم آمده است امام خمینی(ره) اکیدا ملاقات سران کشور با هیئت آمریکایی را ممنوع نمود و بنابر آنچه در خاطرات مربوط به سال 65 هاشمی رفسنجانی آمده است: «قرار شد مذاکره را در سطح دکتر هادی، «دکتر روحانی» و مهدی نژاد مخفی نگه داریم ...» و همین بخش از خاطرات هاشمی است که در «من روحانی هستم»، از آن به عنوان سند حضور روحانی، پای میز مذاکره با آمریکایی ها استفاده شده است.

کژتابی و به نوعی دو پهلو بودن اظهارات هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از این جهت که صریحاً به حضور یا عدم حضور حسن روحانی «پای میز مذاکره» با هیئت آمریکایی اشاره نکرده است، اخیرا وسیله اثبات و نفی «من روحانی هستم» قرار گرفته است. از یک سو اگر منظور هاشمی این باشد که روحانی پای میز مذاکره حاضر شده که نقدهای مطرح شده بر مستند «من روحانی هستم» فاقد اعتبار می گردد. چرا که گفته هاشمی، که مستقیما در جریان سفر آمریکایی ها بوده است و مستند مذکور نیز بر اساس خاطراتش ساخته شده است، نسبت به داد و قال های منتقدینی که اغلب در آن دوران سمت خاصی نداشته اند، مقدم خواهد بود. هرچند به کام عده ای که پیش از این به دلیل همسو بودن خاطرات هاشمی با منویات جناحی شان آن را هم سنگ آیات قرآن می دانستند خوش نیاید. نظیر مدیر مسئول روزنامه شرق که اخیرا گفته است: «آقای هاشمی برخی از مسائل را در خاطراتش گفته است، اما بخش های مهمتری از مسائل را نگفته است. گفتن نصف حقیقت با دروغ فرقی ندارد».

از سوی دیگر عده ای معتقدند هاشمی در هیچ کجای خاطراتش اشاره ای به نشستن روحانی «پای میز مذاکره» نمی کند و تنها بر مخفی نگه داشتن مذاکرات میان چهار نفر که یکی از آن ها روحانی بوده است، تصریح دارد. چنانچه نظر اخیر را اخذ کنیم، همین مقدار که هاشمی وی را برای مذاکره با هیئت آمریکایی انتخاب می کند (اگرچه حضور هم نیافته باشد) قرینه ایست مبنی بر اینکه حسن روحانی از همفکران هاشمی در ارتباط گیری با آمریکا بوده است.

به هر ترتیب طرح آمریکایی ها برای شکستن قفل روابط با ایران از طریق برقراری ارتباط با عناصر به اصطلاح میانه رو به دلیل ممانعت امام راحل(ره) از مذاکره مقامات رده بالای کشور با ایشان با شکست مواجه شد و آمریکایی ها پس از پنج روز انتظار، دست خالی به کشورشان بازگشتند. شکستی که مک­فارلین را از کار برکنار و دولت ریگان را تا مرز فروپاشی توسط کنگره پیش برد.

مسعود ابراهیمی؛

 


٠٩:٣٠ - يکشنبه ٢٨ ارديبهشت ١٣٩٣    /    عدد : ٣٦٧٨٩٢    /    تعداد نمایش : ١٣٣١


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




ساعت
اوقات شرعی