اخبار > منطقه خط قرمز؛ ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوع!
سه شنبه ٢٨ ارديبهشت ١٤٠٠
‹‹ إنَّ الُحُسَین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینهُ النِّجاه ›› *‹‹ به سايت بچه هاي مسجد دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان خوش آمدید›*
اخبار > منطقه خط قرمز؛ ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوع!
 


  چاپ        ارسال به دوست

وضعیت آموزش اخلاق جنسی در ایران

منطقه خط قرمز؛ ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوع!

 

 علامه طباطبایی در تفسیر آیه 21 سوره روم می فرماید: «پس اينكه فرمود: أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها، معنايش اين است كه براى شما و يا براى اينكه به شما نفع برساند، از جنس خودتان زوج آفريد. آرى؛ هر يك از مرد و زن دستگاه تناسلى دارند كه با دستگاه تناسلى ديگرى كامل مى‏ گردد و از مجموع آن دو، توالد و تناسل صورت مى ‏گيرد، پس هر يك از آن دو فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف ديگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى ‏شود، و به خاطر همين نقص و احتياج است كه هر يك به سوى ديگرى حركت مى ‏كند، و چون بدان رسيد آرام مى‏ شود، چون هر ناقصى مشتاق به كمال است، و هر محتاجى مايل به زوال حاجت و فقر خويش است، و اين حالت، همان شهوتى است كه در هر يك از اين دو طرف به وديعت نهاده شده»

مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایران که ریشه در مجموعه ای از انگاره های مذهبی و سنتی دارد، همواره متغیر اساسی و تعیین کننده در اتخاذ سیاست های کلان فرهنگی محسوب می شود. در آداب اجتماعی و باورهای سنتی ایرانی، مسائل مربوط به تفاوت های جنسی میان زن و مرد و تمام متن و حاشیه هایی که به این موضوع مربوط می شوند، به طور یک جا در میان خطوط قرمزی نانوشته محصور شده است.

 خانواده، مدرسه، دولت، رسانه و هر ابزاری که می تواند در مسیر روشنگری و بیان آسیب ها و فرصت های نیاز جنسی انسان در فضای جامعه نقش بازی کند، در محاصره فیلترهای غیر ضروری اسیر شده و ایجاد معضلات گسترده اجتماعی را باعث شده است. آنچه که در ریشه یابی علل رسوخ چنین فرهنگی در میان توده های مردمی به چشم می خورد، «تعریف ناصحیح از تعامل و نیازهای جنسی» است.

 در فرهنگ ایرانی، مسائل مربوط به دستگاه تناسلی انسان، در حکم یک گزاره منفی و پرداختن به آن، در نقطه مقابل حیا و عفت عمومی قلمداد می شود. این باورسازی ناروا، از سنین کودکی به انحای مختلف رواج داده می شود و در هر دوره سنی با ادبیات خاصی، نوعی سرکوب اجتماعی نسبت به این بخش از قوای طبیعی صورت می گیرد. در حالی که قوای جنسی و دستگاه تناسلی انسان، از دیدگاه اسلامی، ودیعه ای گرانبها از جانب خالق آفرینش است که هیچ گونه وجه مذمومی برای آن نمی توان تصور نمود.

 در باورهای عمومی، خلط بین جایگاه فطری و طبیعی این نیاز، با سوءاستفاده هایی که از این نعمت گرانبها می شود، موجب ایجاد یک سنت غلط و پر آسیب شده است که بر مبنای آن والدین، مدارس، رسانه ها و هر ارگان فرهنگی دیگری که می بایست در پیش گیری از آسیب های اجتماعی مرتبط با این حوزه نقشی داشته باشد؛ نه جرات ورود به این میدان را دارد و نه به دلیل فقر دانش، الگو و راهکاری عملیاتی برای این مهم پیش روی خود می بیند. تنها اجماعی که میان همه دستگاه های مسئول وجود دارد، سکوت درباره این مسائل و پاک کردن صورت مسئله است. این برخورد انفعالی نتیجه ای جز ارجاع کودکان، نوجوانان، جوانان و متاهلین جامعه، به سمت مبادی مسموم برای یادگیری و شناخت مناسبات جنسی ندارد.

 بر اساس تحقیقی که درباره منابع کسب اطلاعات جنسی در میان نوجوانان اول دبیرستانی کشور در سال 90 انجام شده است، 44 درصد دوستان، 20 درصد کتاب، 13 درصد والدین، 11 درصد معلمان و 9 درصد رسانه های مختلف: مانند ماهواره و اینترنت را منبع کسب اطلاعات جنسی معرفی کرده اند.

 در عصر حاضر، با وجود جریان آزاد اطلاعات، فرزندان در سنین پایین تری به رازهای مسائل جنسی پی می برند و مدیریت این شرایط، تدبیر و برنامه منسجم و کارشناسی شده ای را می طلبد. فرزندان در بدو ورود به اجتماع، به طور طبیعی با انبوهی از سوالات و علامت سوال ها درباره مسائل جنسی مواجه هستند؛ اما نظام آموزشی ایران، همچون نظام خانواده که در این بخش بسیار متزلزل عمل می کند، نقشی در خاموش کردن این عطش و کنجکاوی، برای خود متصور نیست و نتیجه این وضعیت، مراجعه به منابع غیر موجه برای دریافت پاسخ سوالات است.

 شورای عالی انقلاب فرهنگی و آموزش و پرورش، در وهله اول، اساسی ترین نقش را در تدوین راهکارهای متناسب با گروه های سنی مختلف، جهت آگاهی از بایدها و نبایدهای جنسی دارند. در حال حاضر در مدارس ایران، از پیش دبستانی تا دبیرستان، هیچ گونه طرح روشمند و هدف داری برای بیان این موضوعات وجود ندارد.

 آیا پوشیده نگاه داشتن اطلاعات جنسی متناسب با سن کودک از کودکان، با توجه با شرایط جامعه امروز، می تواند برانگیخته شدن حس کنجکاوی آنها را کنترل نماید؟ با وجود این که مکتب اسلام، درباره آموزش و ملاحظات جنسی نظر و راهکار دارد؛ اما به دلیل کم کاری های صورت گرفته در زمینه استخراج روش ها از داخل متون، در حال حاضر به سختی می توان حتی از روی کتاب، دستورات و توصیه های جنسی اسلام را برای دیگران نقل نمود.

 این در حالی است که در کشورهای دیگر که مکتب اسلامی جزو محور قانون و برنامه های حکومتی محسوب نمی شود، پرداختن به سوالات جنسی دانش آموزان و رفع ابهام از پرسش های آنها، به یک الگوی جامع تدریس تبدیل شده است. کشورهایی چون: سوئد و آلمان، به رهیافت های مهمی در این زمینه دست یافته اند که می توان از تجربه آنها در کنار غنای بالایی که مکتب اسلام در مورد مسائل جنسی دارد، یک طرح اجرایی کامل برای دوره رشد جامعه و برای گروه های سنی مختلف تنظیم نمود.

 در سوئد، آموزش روابط جنسی، جزو مواد درسی اجباری مدارس، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان است. سوئد نخستین کشوری است که در سال ۱۹۵۵، رسما این آموزش را در مدارس اجباری اعلام کرد. «انجمن آموزش روابط جنسی»، سازمانی غیرانتفاعی است که از سال ۱۹۳۳ در زمینه آموزش و سیاست های جنسی در سوئد تاسیس شد. فعالیت های این انجمن شامل: سازماندهی دوره های آموزشی، برگزاری کنفرانس و بحث و گفتگو است. همچنین، این انجمن دارای یک کلینیک تخصصی است که در آن به معلمان، متخصصان، وکلا و شرکت کنندگان آموزش می دهد. تهیه مواد و منابع درسی و روش های آموزشی، در زمینه آموزش روابط جنسی نیز، از وظایف و فعالیت های این انجمن به شمار می رود.

 در دبیرستان‌های آلمان، دانش‌آموزان در حدود ده سالگی با این موضوع آشنا می‌شوند. در آلمان و در چهار سال اول، کودکان به مدرسه ابتدایی می ‌روند و کلاس پنجم در دبیرستان تدریس می ‌شود. اولین بخش درس زیست‌ شناسی در کلاس پنجم، به مدت یک سال تدریس بیولوژی بدن انسان است و در این چارچوب، آموزش جنسی به عنوان بخشی از درس محسوب می ‌شود. برای بار دوم، زمانی که دانش‌ آموزان حدود پانزده ساله هستند، یعنی در کلاس نهم دبیرستان، آموزش جنسی، به عنوان بخشی از درس زیست ‌شناسی است. به غیر از آن در کلاس ‌های دیگر نیز، مثلا وقتی آموزگاران در مورد تولید مثل گیاهان و یا حیوانات صحبت می ‌کنند، طبیعی است که به موضوع انسان و رابطه جنسی هم اشاره می ‌شود. در این زمان نیز، اگر پرسشی در این ارتباط از سوی دانش‌ آموزان مطرح شود پاسخ داده خواهد شد.

 اما در ایران، مجموعه ای از داشته های تئوریک مبتنی بر آموزه های دینی به همراه تجربیاتی که می توان از دیگران آموخت رها می شود و بر روی برخوردهای سلبی تمرکز می گردد. بخشی از نتیجه این رویکرد در یک پژوهش علمی بیان شده است. دکتر گلزاری عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی می گوید: «در حدود ۲۰ سالی که من در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده ام، در نامه هایی که از سوی ۸۵ درصد از دختران در خصوص ارتباط های عاشقانه دریافت کرده ام، مربوط به سن ۱۲ تا ۲۵ سالگی بوده و ۱۵ درصد از نامه ها مربوط به پسران بین ۱۴ تا ۱۷ ساله است. در این میان، دختران بیش از پسران آسیب پذیر بوده و با پیامدهای بیشتری در این خصوص مواجه خواهند شد»

 رسانه های گوناگون، به ویژه صدا و سیما در مهندسی و فرهنگ سازی در این حوزه، نقش تعیین کننده دارند. تزریق برنامه های آموزش محور، با لحاظ کردن ساختار فرهنگی جامعه، می تواند نقطه آغازی برای فرهنگ سازی و آموزش مسائل جنسی باشد. صدا و سیما می تواند این روند را با یک شیب کند آغاز نموده و رفته رفته به استانداردهای مورد نظر یک جامعه مذهبی نزدیک نماید. اگرچه برنامه های خانوادگی همچون: برنامه گلبرگ، توانست آغازگر این روند باشد، اما ساختار و تولیدات صدا و سیما در تمام شاخه های خود، در حال حاضر نسبت به این مسائل، جایگاهی انفعالی و چه بسا زیان بار دارد.

 محور اصلی و مشترک تمام آسیب های جنسی در جامعه، ناشی از فروکش نکردن نیازهای جنسی در بسترهای امن و مجاز است. فردی که از خانه خود خارج می شود، در حالی که نیازهای جنسی خود را از مسیر صحیح پاسخ نداده باشد، می تواند زمینه ساز و تکمیل کننده ناهنجاری های جنسی در اجتماع باشد. سکینه ای که در مفاهیم دینی و قرآنی در امر ازدواج نهاده شده، تنها راهکار کنترل این پدیده است. راهکاری که تا پیش از رسیدن افراد به سن ازدواج، می بایست اخلاق متناسب با آن، به فرد آموزش داده شود.

مرتضی جمشیدی

 

 

 


١١:٢٦ - شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٣    /    عدد : ٣٧١٦٤٥    /    تعداد نمایش : ٢٠٤٠


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




ساعت
اوقات شرعی